محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

156

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

وقات خشنود شده يا غضب نموده‌ام . « 1 » من دوستى قلب خود را تحت اختيارشان گذاشته و متوجه قلوبى شده‌ام كه لياقت و گنجايش پذيرفتن آن را دارند . من غير از خاندان عصمت ( ع ) پيروى از كسى نيميكنم ، و غير از مذهب حق مذهب ديگرى ندارم . در ميان شايستگان غير آنان كيست ، كه من از آنان پيروى كنم ؟ ! پس از آنان كسى نيست ، كه من پيرو آنان باشم . ما ، در گفتار كميت مينگريم و اخلاص او را كه در جميع مراحل حفظ كرده بدست ميآوريم ، و درك ميكنيم كه هرچه بر مشكلات او افزوده ميشد ، و در راه دوستى اهل بيت مصيبت ميديد ايمانش بيشتر شده و قوت ميگرفت . اشعار كميت را در مدح اولاد على ( ع ) جمع‌آورى نموده‌اند و در ديوان مخصوصى بنام « الهاشميات » ضبط كرده‌اند . اين ديوان داراى 536 شعر است اول در اروپا چاپ شد ، سپس در مصر ، و دانشمندان و ادباء عرب و مستشرقين شرحها بر آن ديوان نوشته‌اند . هنگاميكه كميت در مجلس فرماندار بنى اميه « يوسف بن عمر ثقفى » بود ، هشت نفر از پاسبانان با شمشير به او حمله كردند ، و پس از اينكه اعتقاد بمردنش پيدا كردند او را رها كردند ، در آخرين لحظات زندگانى خود چشم خود را گشوده و گفت : « اللهم آل محمد ؛ اللهم آل محمد ، اللهم آل محمد . » كميت از دنيا رفت ، ولى عقيده‌ايكه در راه آن كشته شد هميشه جاويد و عقيده مليونها جمعيت شرق و غرب است و اين عقيده همراه بقاء اسلام و قرآن باقى خواهد ماند . نتيجه : رسالت تاريخ كميت و سياست و عقيده او يك هدف واحد را آشكار ميسازد و آن اخلاص در دوستى اولاد على ( ع ) ، و اعتماد به آنان در امور دنيا و آخرت است ، زيرا آنان نمونه‌هاى عالى حق و عدالت و مساوات هستند ، و از اين رهگذر بود ، كه كميت در راه هدف آنان مجاهده و مبارزه كرد ، و در راه آنان كشته شد ( ره )

--> ( 1 ) اشعار فارسى و عربى آن گذشت .